
اولین باری که این عکس را دیدم تنها مسالهای که ذهنم را درگیر کرد این بود: آیا عکاس به کودک کمک کرد؟
هنوز هم هربار که نگاهی به این عکس میاندازم دوباره این سوال در ذهنم تکرار میشود: چرا کودک را به مرکز توزیع غذا نرساند؟
آن زمان خیلی با دنیای عکاسی آشنا نبودم. بنابراین اصلا نمیتوانستم تصور کنم که چرا عکاس بلافاصله پرنده را فراری نداده و به کودک کمک نکرده است. بعدها با دیدن دوباره و چندباره عکس نظرم کم کم عوض شد. وقتی که من عکاس نباشم در صورت دیدن چنین صحنهای تکلیفم با خودم مشخص است. به هر روشی پرنده را فراری میدهم و تا حد امکان به کودک کمک میکنم. اما اگر دوربینی همراهم باشد؟ اگر وظیفه و حرفه ام عکاسی باشد؟ آیا به راحتی از چنین سوژه ای میگذرم؟ یا اینکه حتا مواظب خواهم بود که پرنده نپرد تا سوژه از دست نرود؟ فکر میکنم اگر به دلیل عکاسی آنجا باشم و سوژه را ببینم مطمئنا از دستش نخواهم داد. جایی خواندم که کوین کارتر عکاس این عکس خود گفته بود که 20 دقیقه صبر کرده است تا شاید کرکس بالهایش را باز کند.
اما امروز وقتی عکس را میبینم نمیپرسم چرا عکاس این عکس را گرفت و چرا به جای آن به کودک کمک نکرد. برایم روشن است که این عکس باید گرفته میشد. هدف عکاس هم مهم نیست. آیا کسب شهرت و جایزه بود؟ آیا قصدش معطوف کردن نگاه جهان به این فاجعه بود؟ به نظرم مهم این است که عکس تاثیر جهانی خود را داشت و چشمان عدهای را به بخشی از واقعیتی که در آفریقا در جریان بود باز کرد. اما هنوز سوال دیگری برایم باقی مانده است که چرا بعد از گرفتن عکس به کودک کمک نکرد؟ امکانش نبود؟ من که آنجا نبودم شاید واقعا امکانش را نداشت!!
اینها را نوشتم برای معرفی این چند نوشته بسیار خواندنی
I am depressed ... without phone ... money for rent ... money for child support ... money for debts ... money!!! ... I am haunted by the vivid memories of killings & corpses & anger & pain ... of starving or wounded children, of trigger-happy madmen, often police, of killer executioners...I have gone to join Ken if I am that lucky.
source:wiki
عكس هاي دو خبرنگار آسوشيتدپرس از يك راهب بودايي هم در زمان جنگ ويتنام معروف شد: از همه تن راهب شعله بلند است و او همچنان عكس مي گيرد.
كارتر تنها دو ماه پس از دريافت جايزه خودش را كشت زيرا براي اين پرسش همكاران خود پاسخي نداشت: چرا كمك نكردي تا كودك بيچاره چيزي بگيرد تا از گرسنگي نميرد؟
لابد منطقي ترين پاسخ اين بايد باشد: در آن صورت اين صحنه تكان دهنده را از دست مي دادم.
همين پرسش را از دو خبرنگار آمريكايي كردند: چرا مانع كبريت كشيدن راهب نشديد؟ اين پرسش هم پاسخ مشابهي دارد.
موضوع خبرنگاران آسوشيتدپرس و كوين كارتر بارها در نشريه هاي تخصصي روزنامه نگاري (از جمله ورد جورناليسم ري ويو) به بحث گذاشته شد.
.
جواب هاي متعددي براي پرسش تو وجود داره كه كاملا هم متفاوت هستند. به عقيده ي من اين يه تصميم شخصي بر مبناي يه واكنش انسانيه كه هر كس براساس ارزشي كه براي اخلاق قائله به اون عمل مي كنه. سهاي عزيز بد نيست كتاب بحران وجدان كارل هوسمن رو بخوني احتمالا جواب تا حدودي برات روشن ميشه.
دوست عزيز کوين کارتر اهل افريفای جنوبی بود نه استراليا
خودکشی او هم ريشه در افسردگی طولانی مدت و يکی از علل ان شاهد بودن مرگ دوست نزديکش بود
او سالها با رژيم آپارتايد مبارزه کرد
در مورد اينکه به کودک کمک کرده يا نه اطلاعات دقيقی نديده ام اما می دانم که لميدن بر روی کاناپه و نسخه اخلاقی برای ديگران دادن کار ساده ای است ما جماعت پر مدعا خودمان چه گلی به سر بشريت زده ايم