


"اوريانا فالاچی، روزنامه نگار و نويسنده ايتاليايی که به دليل مصاحبههاي جنجالي با بسياری از شخصيتهای جهانی و نظرات بحثبرانگيز خود شهرت داشت، در گذشت
به گزارش بيبيسي ، فالاچی که از چند سال پيش به بيماری سرطان مبتلا بود، شامگاه پنجشنبه در سن هفتاد و شش سالگی در بيمارستانی در شهر فلورانس، ايتاليا، از دنيا رفت. اوريانا فالاچی در ماه ژوئن سال 1929 در شهر فلورانس متولد شد و در جريان جنگ دوم جهانی، به چريکهای مخالف دولت فاشيست اين کشور پيوست.
وی در حاليکه هنوز به سنين بيست سالگی نرسيده بود، حرفه روزنامهنگاری را برگزيد و از اواسط دهه 1960، به عنوان خبرنگار جنگی به فعاليت پرداخت. در اين شغل، خانم فالاچی گزارشهايی را از جنگ ويتنام، جنگ هند و پاکستان، جنگ اعراب و اسرائيل و جنگ های آمريکای لاتين تهيه کرد.
با اينهمه، اوريانا فالاچی شهرت خود را مديون مصاحبههای غالبا جنجالی با بسياری از شخصيتها و رهبران کشورهای جهان است.
شيوه مصاحبههای خانم فالاچی که از آن با عنوان روشی «تهاجمي» و «گزنده» ياد ميشود، باعث شد تا گفتوگو با وی به نوعی چالش برای سياستمداران تبديل شود و به نوبه خود، باعث افزايش شهرت او شود. از جمله کسانی که اوريانا فالاچی با آنان مصاحبه کرده است ميتوان از امام خمينی(ره)، ذوالفقار علی بوتو رهبر پيشين پاکستان، ياسر عرفات رهبر سابق فلسطينيان، معمر قذافی رهبر ليبی، اينديرا گاندی نخست وزير پيشين هند، و هنری کسينجر، وزير خارجه پيشين ايالات متحده، نام برد.
نحوه برگزاری مصاحبهها و شيوه سوال و جوابها در اکثر آنها هر يک از مصاحبهها را به وسيلهای برای کشف جنبهای از شخصيت و ديدگاه مصاحبه شونده تبديل ميکند که معمولا برای سايرين شناخته شده نبوده است. به عنوان مثال، هنری کسينجر در مصاحبه با فالاچی اعتراف کرد که جنگ ويتنام را «جنگی بیفايده» ميداند و افزود که خود را «يک کابوی ميبيند که به تنهايی سوار بر اسب پيشاپيش کاروان دليجانها حرکت ميکند. مصاحبههای فالاچی نه تنها جوايز متعددی در زمينه روزنامهنگاری را نصيب وی کرد، بلکه گاه بحث و جدلهايی را نيز در پی آورد.
در سالهای اخير، به خصوص پس از حملات تروريستي يازدهم سپتامبر در آمريکا، اوريانا فالاچی به ابراز نظراتی بحثبرانگيز در باره مسلمانان پرداخت. از جمله ديدگاههای وی در باره مسلمانان و اسلام در کتابهای «خشم و غرور» و «قدرت تعقل» انتقاد شديد و حتی شکايت قضايی تشکلهای مسلمانان را در پی داشته است که نويسنده را به برانگيختن خصومت عليه مسلمانان متهم کردهاند.
برخی از اظهارنظرهای اوريانا فالاچي در کتاب خشم و افتخار توهين مستقيم به مسلمانان محسوب شده و وی در قدرت تعقل، دولتهای اروپايی را به خاطر آنچه که تسليم در برابر مسلمانان ميخواند، مورد انتقاد شديد قرار ميدهد و کليسای کاتوليک را متهم ميکند که در برابر جهان اسلام ضعف نشان ميدهد.
در فرانسه، يک سازمان مخالف نژادپرستی خواستار منع انتشار کتاب خشم و افتخار در اين کشور شد اما اين درخواست مورد قبول دادگاه قرار نگرفت. از اوريانا فالاچی، علاوه بر گزارشها و مصاحبههای متعدد، حدود شانزده جلد کتاب از جمله مجموعه برخی از مصاحبههای وی باقی مانده که به بسياری از زبانهای مختلف، از جمله فارسی، ترجمه شده است.
برخی ديگر از کتابهای فالاچی که به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند، عبارتند از: جنس ضعيف (درباره موقعيت اجتماعی زنان)، پنه لوپه به جنگ ميرود (به عبارتی تنها رمان داستانی نویسنده)، اگر خورشيد بميرد (راجع به سفر فضانوردان آمريکايی)، زندگی، جنگ و ديگر هيچ (حاوی خاطراتی از جنگ ويتنام و بازیهای المپيک 1968 مکزيک)، به کودکی که هرگز زاده نشد، يک مرد (خاطرات سه سال زندگی نويسنده با الکوس پاناگولیس انقلابی یونانی)، انشاءا... (خاطراتی از جنگ لبنان در دهه 1980) و مصاحبه با تاريخ (مجموعه مصاحبهها".(
نقل از روزنامه دنیای اقتصاد با اندکی تصحیح
.............
از اوریانا متشکرم... " زندگی، جنگ و دیگر هیچ" زمانی دید من را به زندگی برای همیشه تغییر داد.
بخشهایی از کتاب را اینجا می نویسم:
«الیزابتا کوچک است و شکننده و شاد، تا چند ماه دیگر پنج سالش تمام می شود . او را به خود فشردم و شروع کردم برایش کتاب خواندن، ناگهان مرا نگاه کرد و پرسید:
-زندگی یعنی چه؟
-جواب احمقانه ای به او دادم:
-زندگی، لحظه ای است بین تولد و مرگ.
-مرگ چیه؟
-مرگ وقتی است که همه چیز تمام می شود.
-مثل زمستان؟ وقتی که برگهای در ختان می ریزند؟ ولی عمر یک درخت با زمستان تمام نمی شود، نه؟ وقتی بهار بیاید، درخت دوباره زنده می شود، نه؟
-ولی برای مردها این طور نیست. زنها و بچه ها هم همین طور. وقتی کسی مرد، برای همیشه مرده، دیگر دوباره زنده نمی شود.
-اینکه نمیشه، این درست نیست.
-چرا، الیزابتا، بخواب.
-من حرفهای تو را قبول ندارم. فکر می کنم وقتی کسی بمیرد، مثل درختها در بهار زنده می شود.
..........
»بیا خواهر کوچکترم،الیزابتا،تو روزی می خواستی بدانی زندگی یعنی چه،آیا باز هم می خواهی بدانی؟
ـــ آره،زندگی یعنی چه؟
ـــ چیزی است که باید خوب پرش کرد.بدون آنکه لحظه ای را از دست بدهیم.
ـــ و اگر بشکند؟
ـــ دیگر به هیچ دردی نمی خورد،به هیچ دردی.»
(زندگی، جنگ و دیگر هیچ- اوریانا فالاچی- ترجمه لیلی گلستان )
عکس از AP
مسوولیت محتوا و صحت مطالب این وبلاگ برعهده نویسنده است
© 2004 - 2006
FOTO.IR
| All rights reserved
Powered by
SiteDepartment | Web Development Services
و عشق و تحسینی ست که از خواندن آن
کتابهای کهنه با کاغذهای زرد شده
در من به وجود می آورد .. با شنیدن
خبر نبودنش ، بوی آن کتابها و فانتزی
های نوجوانی برایم زنده شد
ممنونم بخاطر نوشته ات سهای عزیز
کامل کردی این خاطره را با نوشتن
این بریده ها